مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
299
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - - دوست داشتن كساني كه خدا ورسولش را دوست دارند وبيزارى ودشمنى نسبت به كساني كه با خدا ورسولش دشمنى كنند ؛ با شكيبايى وفرو خوردن خشمت ، درصورت از ميان رفتن حقت وغصب كردن خمست ودريدن پرده احترامت ؟ گفت : آرى حاضرم ، اى رسول خدا ! سپس أمير المؤمنين عليه السلام فرمود : « سوگند به آن كه دانه را شكافت وانسان را آفريد كه من از جبرئيل عليه السلام شنيدم كه به پيغمبر صلى الله عليه وآله مىگويد : اى محمد ! به على بفهمان كه پردهء احترام أو كه همان احترام خدا ورسول خدا صلى الله عليه وآله است ، دريده مىشود واين وصيت با اين شرط است كه ريشش از خون تازه سرش رنگين شود . أمير المؤمنين عليه السلام گويد : چون اين جمله را از جبرئيل امين فهميدم ، فريادى زدم وبر رو بر زمين افتادم وگفتم : آرى قبول دارم وراضى هستم . اگرچه پردهء احترام دريده شود وسنتها تعطيل شود وقرآن پاره شود وخانهء كعبه خراب گردد وريشم از خون تازهء سرم رنگين شود . همواره شكيبايى كنم وبه حساب خدا گذارم تا بر تو وارد شوم . سپس رسول خدا صلى الله عليه وآله فاطمه وحسن وحسين را بخواند وچنانچه به أمير المؤمنين اعلام فرمود ، به آنها نيز اعلام كرد . ايشان هم مانند أو جواب دادند . سپس آن وصيت با چند مهر از طلا كه آتش به آن نرسيده بود [ ساختهء دست بشر نبود ] مهر شد وبه أمير المؤمنين عليه السلام تحويل داده شد . » أبو موسى گويد : من به موسىبن جعفر عرض كردم : « پدر ومادرم به قربانت ، نمىفرمايى در آن وصيتنامه چه نوشته بود ؟ » فرمود : « سنتهاى خدا وسنتهاى رسولش بود . » عرض كردم : « طغيان جستن ومخالفت آنها ( كه بعد از پيغمبر صلى الله عليه وآله طغيان كردند ) بر أمير المؤمنين عليه السلام در آن وصيتنامه نوشته بود ؟ » فرمود : « آرى ! به خدا ، يك به يك وحرف به حرف ؛ مگر نشنيدهاى قول خداى عز وجل را « ما خود هستيم كه مردگان را زنده كنيم واعمالي را كه از پيش انجام دادهاند با آثار ايشان بنويسيم وهمه چيز را در كتابي روشن آمارگيرى كرده أيم » ( 12 - يس ) ، ( پس نوشته شدن همه چيز در وصيتنامه استبعادى ندارد ) . به خدا كه پيغمبر صلى الله عليه وآله به أمير المؤمنين وفاطمه عليهما السلام فرمود : مگر چنين نيست كه آن چه را به شما وصيت كردم ودستور دادم ، فهميديد وپذيرفتيد ؟ گفتند : « چرا ! وبر آن چه ما را ناراحت كند وبه خشم آورد ، صبر كنيم . » ودر نسخهء صفوانى زيادة بر اين است : توضيح : اين جمله ، سخن يكى از رواة مرحوم كلينى است ؛ زيرا كتاب كافى چند نسخه داشته [ است ] ورواتش مختلفاند . يكى همين صفوانى است كه نامش محمد بن أحمد بن عبداللَّه بن قضاعة بن صفوان است كه مردى مورد اعتماد وفقيه وفاضل بوده است . ديگر از رواة كافى ، محمد بن إبراهيم نعمانى وهارون بن موسى تلعكبرى است .